تبلیغات
سیگنال >> سایت تخصصی مهندسی برق - مصاحبه ای دلنشین ،صمیمانه و آموزنده با پروفسور محمد باقر منهاج

مصاحبه ای دلنشین ،صمیمانه و آموزنده با پروفسور محمد باقر منهاج

تاریخ:چهارشنبه 15 آذر 1391-22:16

لحضاتی زیبا و به یاد ماندنی پای صحبت های استادی مهربان و دلسوز..پروفسور محمد باقر منهاج ،استاد تمام رشته مهندسی برق-کنترل دانشکده برق دانشگاه امیر کبیر

بنده افتخار این هم صحبتی را ،در آبان 1391 با استاد بزرگوارم داشتم ، این مصاحبه در نسخه شماره ششم از مجله علمی فرهنگی پیک ،وابسته به سازمان علمی دانشجویی مهندسی برق ایران چاپ شده ، شماره ششم مجله علمی پیک ،منتشر و برای تمامی اعضای سازمان علمی دانشجویی مهندسی برق ایران پست و از طریق سایت سازمان قابل دسترس برای تمامی عزیزان میباشد ..

 دانشجویانی که علاقه مند هستند با این استاد حوزه مهندسی برق -کنترل آشنا و از صحبت ها و رهنمود های این استاد بزرگوار استفاده نمایند ،میتوانند این مصاحبه و گفتگوی صمیمانه را در ادامه مطلب بخوانند.

www.nssoee.org

www.signals.ir

 

 

به نام خدا

لحضاتی زیبا و به یاد ماندنی پای صحبت های استادی مهربان و دلسوز..پروفسور محمد باقر منهاج ،استاد دانشکده برق دانشگاه امیر کبیر

آقای دکتر در ابتدا از اینکه احترام ویژه ای نسبت به اساتید دیگر برای مصاحبه قائل شدید و اسرار داشتید که اساتید پیشکسوت دیگری در حوزه مهندسی برق-کنترل برای  مصاحبه وجود دارند و با توجه به اصرار ما و شرایط فشرده زمانی ،از اینکه شما افتخار این همصحبتی را به سازمان علمی دانشجویی مهندسی برق کشور دادید واقعا سپاسگذاریم و این احترام و فروتنی شما نسبت به اساتید دیگر برای ما ستودنی است و به نوبه خودمون سپاسگذاریم ...

 

آقای پرفسور منهاج از خوتون بگین ..

در مورد خودم اینکه من در واقع نمی خواهم خودم رو پیشکسوت بدونم  و به گذشته خودم بنازم و میخواهم دانشجو باشم مثل شماها و به جاهای بهتر برسم ،اعتقاد دارم که از گذشته باید سریع گذشت و از اشتباه ها باید پند گرفت. فارغ التحصیل علم کنترل هستم و در زمینه کنترل هوشمند و سیستم های هوشمند فعالییت برجسته تری دارم.حدودا سالهای1993 دوره فوق دکتری رو در دانشگاه اوكلاهامای(OSU) گذراندم . در زمانی که در امریکا بودم بیشتر در زمینه سیستم های هوشمند(شبکه های عصبی) ،مخابرات ، ریاضیات بخاطر علاقه ای که داشتم ،تدریس و کارهای پژوهشی فعالیت کردم.در امریکا برای گرایش های برق تقسیم بندی خاصی قائل نمیشوند و بطور کلی مد نظر آنها هست ، ولی خوب تخصص من کنترل هست.وارد ایران که شدم ،دروس جدیدی در ایران ارائه شد. هوش محاسباتی رو از معدود کسانی بودم که مطرح کردم ،همون زمان ها سمینار مشترکی با آقای دکتر کارولوکس و دکتر ساداتی درباره سیستمهای هوشمند داشتیم ،که از دانشکده برق شریف  شروع این کار بود و سپس دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه های دیگر..پس از آن انجمن سیستم های فازی ،انجمن هوشمند راه افتاد ، اولین دوره لیسانس مبانی هوش محاسباتی رو در دانشگاه برق امیرکبیر راه انداختیم،دوره محاسبات نرم رو در دانشگاه امیرکبیر با صحبت هایی که با پروفسور لطفی زاده(پدر منطق فازی) داشتم و ایشون هم خیلی اعتقاد داشت راه انداختیم و اعتقاد دارم که محاسبات هوشمند نسبت به محاسبات نرم بیشتر قابل نمایش است و در اکثر دانشگاه های ایران خوشبختانه بحث شبکه های عصبی ،محاسبات هوشمند ،فازی ،محاسبات تکاملی در سطح تحصیلات تکمیلی ارائه میشه.. مدلسازی انسان و مدلسازی مغز انسان با استفاده از شبکه های عصبی از جمله فعالیتهای تحقیقاتی قابل ذکر من بود..و اکنون بیشتر تمرکزم رو ی سیستم های تطبیقی و سیستم های هوشمند هست.

 

زیبا ترین دوران زندگی و تحصیل شما :

من احساس میکنم آدم خوشبختی هستم چون بیشترین وقت و زیباترین لحظاتم رو با شما دانشجو ها گذراندم..

دیدگاه شخصی شما از دانشجو و دانشجویی کردن چیست ؟

دانشجویی کردن معیار های خاصی دارد ، یعنی انتظار دارم که دانشجو سوال در ذهنش مطرح شود .یعنی انتظار نداشته باشد که استادش برای او حل کننده سوال باشد . قبل از وارد شدن به کلاس سوال برای خودش ایجاد کند . انتظار دارم و اعتقاد دارم که شماها از من بهتر میشوید.

صحبت ها و تکه کلام ها ی شما..

آه ، چرا گوش نمیدی....

اعتقاد دارم که میشنویم ولی گوش نمیدیم...اگر انسان به خودش مینازد باید به کلامش بنازه ، چون حیوان ها هم میشنوند ولی استدلال انسان و کلام انسان هست که او رو متمایز میکنه . اگر معجزه در قرآن را نگاه کنید ،کلام زیبایی که در آن هست ، اگر توانستید یک جمله مثل آن را بیاورید . واقعا اعتقاد دارم که کلام باید زیبا رسا وخوب باشه...

 

ذهن شما در ساعات حضور در منزل از مهندسی برق ،کنترل ،درس و دانشگاه  فارغ است ؟

آه ، بزرگترین ایراد من این است که برنامه هام رو  سازماندهی نمیکنم...که تو یک کتاب و دفترچه یادداشت کنم و همه چیز رو به ذهنم میسپارم و بعد فراموش میکنم . تو خونه هم فرصت آنچنانی نیست که صحبت خاصی پیش بیاد چون من و همسرم تنها هستیم و دخترم امریکا هست ..و یه جورایی درس و دانشگاه و لحظات خونه با هم ترکیب شده...

2 روی سکه شما ...

اعتقاد دارم که باید واقع نگر باشید، .نیمه پر و خالی لیوان رو کامل نگاه کنید ...در واقع  رو راستم با همه از جمله دانشجویانم ،چون طرفم برایم مهم است.

چه زمانی احساس خوشحالی دارید ؟

صادقانه بگم،زمانی که دانشجو امکانات بالقوه خودش رو بالفعل در بیاره..

احساسات شما زمانی که دانشجویان شما رو تحسین میکنند و یا الگو قرار میدهند...

من اعتقاد دارم دانشجویانی هستند که بعضی موضوعات رو از من بهتر درک میکنند و خوشحال میشم از لطف خالصانه اونها ..اما الگو قرار دادن رو مخالف هستم چون اعتقادم اینه که اونها باید از من بهتر بشوند...ولی خوب باز هم اینکه اگر من رو الگو قرار میدهند، این احترام دانشجویان به من است..

 

ویژگی رفتاری شما؟

دیگران باید بگن...

سوال همیشگی شما از دانشجویان ؟

اینه که سر کلاس من دانشجویی کنید .. اگر واقعا مطلبی رو نفهمیدید چرا سوال نمیپرسید؟ندانستن هیچ ایرادی ندارد...سوال پرسیدن حق مسلم شماست.. من اکثرا دانشجوهام رو پای تابلو میارم ، تو امریکا هم اینکار رو میکردم ولی خوب اونجا اینکار کار بدی تلقی میشد ،چون اساتید امریکا میگفتند که به دانشجو فشار میاد ..ولی اعتقاد دارم که من با اینکارم به دانشجو احترام میزارم چون مجبور میشه فکر کنه و بعد من جوابشو بهش میگم..

 

نمره میدید ؟ یا نمره میگیرن ؟

نمره دادن به ناحق باعث میشه که دانشجو از استادش دور بشه ..تنها کسی که میشه به ناحق (ما فکر میکنیم ناحقه) ازش هر چیزی خواست ،خداست...فقط خداست که بهش نزدیک میشی ، یه زمان هایی که خودم تشخیص بدم اگر بخوام برای کسی فرصتی قائل بشم ،برای همه دانشجویان اون کلاس این فرصت رو در نظر میگیرم..انسان باید رضایت خدا رو در نظر بگیره..

خداشناسی با ذهن انسان چه ارتباطی دارد ؟

خیلی خوبه ..چه سوال سختی ..آرزوم اینه که از دیدگاه سیستم تئوری که خیلی بهش اعتقاد دارم به خداشناسی رسید..خداشناسی در شما هست و شما میخواهید یه راهی پیدا کنید که توجیه کنید و پیداش کنید ...دیدگاه سیستم تئوری میتونه به شما کمک کنه..

اعتقاد دارید که هرچیزی که تو ذهن انسان هست دست یافتنی هست ؟

دیدگاه شخصی من اینه که یک دنیا واقعیت هست که ما با 5 حس اونها رو میگیریم و ما توی مغز خودمون پردازش میکنیم و یک شناخت پیدا میکنیم که از اون یه حقیقت به ما میده... بر اساس اینها ذهن من کار کرده و یه  تصویرساخته..و اون تصویر که من ساختم اگر بر اساس واقعیت بیرون باشه قابل اجراست،ولی در غیر اینصورت تخیل هستش..

 

یه حرف زیبا و دلچسب...

آه...واقعا خودتون رو باور داشته باشید...شما ها خیلی باهوش هستید...

خوشا به حال کسانی که ؟

خود را باور دارند..

حرف آخر ..

امیدوارم موفق باشید....

 

 

احسان برزنونی

آبان 1391

 



نوع مطلب : عمومی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
سحر
چهارشنبه 18 شهریور 1394 07:09
کاش یجا هم بود دانشجو ها حرف دلشون میزدند و نظرات منفی هم قابل تحمل بود :-(
mcr7
سه شنبه 20 آبان 1393 15:30
استاد خیلی عالی بود...
متشکرم
Ramin
چهارشنبه 14 آبان 1393 18:42
استاد واقعا ممنون خیلی عالی بود
(از لیست بقل پیدا كردم ;)
شیرین ضیایی
شنبه 10 اسفند 1392 11:46
عالی بود خیلی مشتاقم که ایشون رو از نزدیک ببینم و باهاشون در ارتباط باشم.من دانشجوی دانشگاه نیشابورم رشته فیزیک.تعریف دکتر منهاجو از استادم روحانی منش زیاد شنیدم کاش می شدبه اینجابیان
پاسخ احسان برزنونی : سلام
انشالله تهران امدید میتونید برید دانشگاه امیر کبیر و ببینینشون
اگر هم خواستید میتونید بگید ایمیل و تلفن تماس دکتر رو براتون میفرستم تا بتونید باهاشون ارتباط برقرار کنید .موفق باشید
فاطمه
یکشنبه 9 تیر 1392 15:51
اونقدر دیر که درسی رو که ترم دوم با ایشون برداشتید ترم پنجم که دارید کارهای دفاعتون رو انجام میدید می فهمید افتادید !
دوشنبه 13 خرداد 1392 17:14
ایشان یک استاد عالی هستند ،
حیف که خیلی خیلی دیر نمره ها را میدهند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.